تبليغاتX
حسرت اشک




گربه شور كردن!

كار دست هاي زمان است

با آنچه از من و تو مانده!!



+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 12:4 توسط niloufar |


مي فروشم

كمي گران بخر

نان گران شده

من چرا؟............

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 12:38 توسط niloufar |



                                         عطر تو را دارند

دستهايم هنوز



فراموشم شد   بگويم دست چپم فخر مي فروشد

خاطرت نيست؟؟  بيشترين لحظه هاي با هم بودن را .پشت قرمزي چراغ ها.دست چپ من تو ي دستت بود

و بوسه هايت .......... حالا ساعت 17.13 دقيقه است و من دوستت دارم!!!!!!

يادش به خير و خوش دوستداشتن هاي تو كه تكراري نبود

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 12:2 توسط niloufar |




   حبس شده

   ميان حجم گرد سينه هايم    

زندگي        

و مرگ

  آرام آرام

بي چشم داشتي

مي گذرد

و رها مي كندم

ميان ازدحام

لذت فاحشگي!!!



چه قدر خوشبختم وقتي لذت فاحشه بودن را غرق باكرگي حس م يكنم!!!!!


هنوز هستي!!شكر (مخاطب خاص)


وبراي تو فرشته كوچك.حالا كه آمدي نمي داني بابا چه ذوقي داشت.نمي داني چه طور انگشتانت رو بوسيد

از طرف من.عروسك قشنگ.بابا آرزو ها دارد برايت.مي خواهد تمام ظرافت شعر را بريزد روي پاهايت.مي خواهد

تو بداني بنفش ياسي رنگ دختركان طناز است درست مثل تو. پارميس عزيزم.عزيزكم تولدت.امدنت.چشم

گشودنت مبارك

من پريا خواندمت بابا پارميس و تو پارميس شدي گل من.

پارميس روزي تو نيز شعر را مي پرستي مثل بابا مي دانم.مي بوسمت عروسك دو روزه من

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 12:31 توسط niloufar |


مرا كشف مي كنند هر بار

لبهايت!!!

چاله فضايي شانه هايم

افتخار امروزت بود!!

 

    __________  تا ابد به نام لبهايت ثبت شد_______


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 15:50 توسط niloufar |



آرام آرميده ام

در بستر ي كه تو را ندارد!

و مهتاب

به زور تاريكي و تنهايي

جا خوش كرده روي تنم

سبزه نقره گون تنم!!

وهم بودنت را

باور كرده باز!!!!!

پس مي زني

تكه تكه نجابتم را

مثل باران

آرام ___________آرام

مي باري بر من

به خساست كوير

مي بلعمت

سيلاب ميشوي

مي بري باخودت

هرچه بكارت است

و من

گاهي درفراز

گه در فرود

غرق مي شوم

آه ه ه


+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 11:18 توسط niloufar |


بوي سيب ندارد

گناه اين روز آدم ها!!

___________

نه از درخت همسايه سيب چيدي

نه حتي از سر كوچه خريدي!!

جسارت تو

تا همين جاست

كه بگويي

سر ما زده سيب ها را!!!

و من بخندم

به نبودنت

آدم!!

____________

شكر

و باز خدايم شكر

نسل سيب دزد ها

منقرض مي شود

به همين زودي ها

و باز مي گردد

حوا

و بهشت

باز ب ه  ش ت مي شود



+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 20:6 توسط niloufar |





اطاق را

به گام هايم تكرار مي كنم!!

همچو زن يائسه ايست

تصميم!!

و

تو

هرم آخرين روزهاي شهوت

مشت مشت بلاتكليفي

جيره اينروزهاست

.

.

 


+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 18:23 توسط niloufar |


اسارت سبز بهار

پشت پلك هاي من

حكايت تناقض معتبريست

ميان سبز وسياه!!

+ نوشته شده در شنبه نهم مهر 1390ساعت 13:50 توسط niloufar |




باز مستي

تاب تب دستهايت را

هرم نفس هايت را

وحشي بوسه هايت را

   ندارم اينبار

عاميانه عاشقي

آرام باش  عزيزكم

زنانگي ام

تكه تكه شد

زير شهوت بوسه هايت!

صبور باش

تمام من از آن توست

تمام اين فراز و فرود تنم!

صبور باش




+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 10:47 توسط niloufar |

من نیلوفرم. زاده ششمین روز از اولین ماه بهار.

خدای دانه های باران را سجده می کنم

خدایی که مرا مشتاق. سرکش . سخت و شاید عاشق آفريد



من خدایی رابنده ام که مرا لایق فقر دانست و من حالا سلطنت فقر به عالم نفروشم.



"" زنانگي ام را فرياديست براي گوش هايي كور!!

و چشم هايي كر!!

موزيك اينجا تقديم به نيلوفر تنهاي درونم

براي همه لحظه هاي بي پناهي اش

تقديم به روح سركش و خاموش خودم.باشد

كه آرام گيرم!!!""

Home
Email
Night Skin